[ad_1]

در ماه سپتامبر 1989 در شماره Esquire ، چند ماه پس از مرگ رابرت ماپلثورپ ، جوئان دیدون میراث عکاس را به این خاطره نمادین تقطیر کرد. شما می توانید هر داستان Esquire را که در Esquire Classic منتشر شده است پیدا کنید.

چند سال پیش من در آنجا کار کردم Vogueکه بازدید از استودیوهای عکاسان و تماشای عکسهای زنان را شامل می شد. این عکسها نه برای مد ، بلکه برای صفحات “کاربردی” طراحی شده اند Vogue، پرتره های زنانی که به یک دلیل یا دلیل دیگر جشن گرفته می شوند شناخته می شوند (معمولاً) به این دلیل که آنها در یک فیلم شرکت کرده اند یا در یک نمایش یا مشهور ظاهر شده اند (کمتر اوقات) زیرا آنها پیشگام واکسن بوده اند یا مشهور (بیشتر از همه) ما تظاهر می کنیم) فقط چون معروف بودند “هر چیزی که با آن احساس راحتی می کنید” به ما آموزش داده شد که اگر آزمودنی جرات کرد بپرسد برای نشستن چه چیزی بپوشد ، بگوییم. “ما فقط می خواهیم شما خودتان باشید.” به عبارت دیگر ، ما بدون تردید قرارداد سنتی پرتره را پذیرفته ایم ، این بود که به نوعی ، در جایی ، در معامله بین هنرمند و سوژه ، “حقیقت” مورد دوم خواهد بود آشکار شد که عکاس به برخی از “جوهرها” نفوذ کرده و برخی از رازهای شخصیتی یا شخصیتی را که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود ، ثبت خواهد کرد.

پوشش esquire

جلد Esquire ، سپتامبر 1989 ، با بازی سوزان ساراندون.

اسکوایر

در واقع ، آنچه در این جلسات اتفاق افتاد ، مانند تمام جلسات پرتره ، نوع بسیار متفاوتی بود: البته ، موفقیت به این بستگی دارد که موضوع به طور ضمنی توطئه کرده است ، نه “خود” بلکه چه کسی و هر چیز دیگری این بود که عکاس می خواست از طریق لنز ببیند. از آن صبح ها و بعدازظهرهای طولانی در استودیو (خواه استودیو در مرکز شهر باشد یا در مرکز شهر ، خواه متعلق به ایروینگ پن باشد یا برت استرن ، یا دواین مایکلز یا یکی از ده عکاس دیگر که برای Vogue، همیشه فقط “استودیو” نامیده می شد ، یک فضای کاری مشترک ، یک رفلکس نحوی باقی مانده از سالهایی که همه Vogueعکاسان قرارداد در استودیوی خود مجله کار می کردند) من بیشتر ترفندهای کوچک ، بداهه پردازی های کوچک ، تلاش لازم برای دیدن عکاس برای دیدن آنچه که می خواهد را به خاطر می آورم.

جلسه پرتره علی ماکرو

علی مک گراو ، عکسبرداری Vogue ، 1967

دیوید آتیگتی ایماژ

جلسه ای را به یاد می آورم که لنزهای آن با نوعی پارچه ابریشمی سیاه پوشانده شده بود. من یکی دیگر را به یاد می آورم که در طی آن ، پس از “همه چیز به طور کلی” ، که در آن موضوع ظاهرا معتقد بود که او راحت است ، در Polaroids دیده شد و اعلام نکرد آنچه مورد نظر است ، من لباس خود را به موضوع دادم و بقیه را با بارانی پوشانده بودم . در اینجا ، یک درس اولیه بود: در هر عکس از این دست ، یک “سوژه” وجود دارد ، زن در استودیو ، و همچنین یک شی وجود دارد ، و این دو لزوما با هم تلاقی نمی کنند.

این تجارت موضوع دشوار است. چه هنرمند باشند چه عکاس ، آهنگساز یا طراح رقص ، یا نویسنده در این زمینه ، افرادی که کارشان ساختن چیزی از هیچ چیز است دوست ندارند زیاد درباره کارهایی که انجام می دهند یا نحوه انجام آن صحبت کنند. آنها کاملاً آزادانه در مورد ترفندهای فنی کاری که انجام می دهند ، در مورد روشنایی و فیلترها اگر عکاس هستند ، در مورد صدا و تن و ریتم اگر نویسنده باشند صحبت خواهند کرد ، اما در مورد محتوا صحبت نخواهند کرد. تلاش برای تجزیه و تحلیل کار کسی ، یعنی شناختن یک فرد ، مخرب تلقی می شود. خرافات غالب است ، ترس از اینکه چیز ناتمام شکننده شکسته شود ، ناپدید شود و به چیزی که ساخته نشده بازگردد.

ژان کوکتو یکبار چنین کارهایی را ناشی از “کم تحرکی عمیق ، خواب آلودگی که در آن ما به عنوان معلولانی که سعی در طولانی کردن رویاها دارند” مطرح می کنیم ، توصیف کرد. در خواب ما عمل را تحلیل نمی کنیم یا از بین می رود. او یک بار با گابریل گارسیا مارکز صحبت کرد نیویورک تایمز درباره “بدشانسی” که اگر او درباره رمانی که در آن زمان می نوشت بحث کند ، نصیب او خواهد شد. منظور او البته این بود که رمان ناپدید می شود ، قدرت خود را برای تحمیل تخیلش از دست می دهد. من یک بار می دانستم که من رمان “داشتم” وقتی که آن را به عنوان یک لکه روغنی ، با یک سطح سرشار از آب به من نشان داد. در طی چند سالی که رمان را به پایان رساندم ، کسی به نگه داشتن روغن اشاره نکرد ، زیرا ترس از این که نگه داشتن طلسمی تصویر روی من محو شود ، صاف شود ، از بین برود ، مانند رویایی که هنگام صبحانه گفته شده ، “اگر تو رابرت مپلثورپ یک بار به یک مصاحبه کننده بی بی سی گفت که می خواهد درباره کارهایش صحبت کند. “شما می خواهید جادوی لحظه را درک کنید. این عجله برای عکس گرفتن است. شما نمی دانید چرا این اتفاق می افتد ، اما این اتفاق می افتد. “

یک سوال: اگر “سوژه” های رابرت ماپلثورپ در اینجا زنان هستند ، هدف او چیست؟

یک پاسخ: شی object او همان چیزی است که وقتی “سوژه” های او مردانی با چرم ، گل یا دریای مرجان در یک افق پایین بودند. شما نمی دانید چرا این اتفاق می افتد ، اما این اتفاق می افتد. وی به بی بی سی گفت: “من یک پسر کاتولیک بودم.” “من هر یکشنبه به کلیسا می رفتم. نحوه تنظیم امور بسیار کاتولیک است. همیشه وقتی چیزها را کنار هم می چینم همیشه همین طور بوده است. بسیار متقارن “

رابرت مپلثورپ در افتتاحیه آن در موزه هنرهای آمریکایی در ویتنی

رابرت مپلثورپ در افتتاحیه آن در موزه هنر آمریکایی ویتنی در سال 1988.

پاتریک مک مولانگتی ایماژ

رابرت ماپلثورپ از بین زنان ، در طول کار حرفه ای خود شلیک را انتخاب کرد ، بیشتر آنها شناخته شده بودند ، چهره های مشهور یا مد یا موفقیت قابل توجهی. مدل ها بودند و بازیگران زن. خوانندگان ، رقصندگان ، طراحان رقص بودند. تولیدکنندگان هنر و فروشندگان هنر. بیشتر آنها زنانی در نیویورک ، با منطقه آشنا نیویورک بودند. بیشتر آنها به طور متعارف “زیبا” ، حتی “زیبا” بودند ، یا نه تنها توسط هنر نور و آرایش ، بلکه همچنین با نحوه نمایش خود به دوربین ساخته شده بودند: آنها زنان مجری حرفه ای قبل از دوربین بودند. آنها زنانی بودند که می دانستند چگونه در دنیا راه خود را باز کنند. آنها زنانی بودند که چیزهای زیادی می دانستند و آنچه می دانستند دلیلی برای ارتقا security امنیت نبود. بعضی از آنها دوربین را با چشمان بسته ملاقات کردند ، گویی که در غشای نفسانی یا ضعف ویکتوریا دیده می شود. دیگران چنان مستقیم با او روبرو شدند که به نظر می رسید از یک جنون زودگذر مبهوت شده اند. به نظر می رسد آنها ساکنان جهانی بوده اند که در آن بقا به توانایی اغوای ، گمراه کردن ، توطئه ، فریب بستگی دارد. برای شام خود بخوانید، چیزی از این تصاویر به ما می گوید و صبحانه خواهید گرفت.

پرندگان آواز همیشه غذا می خورند: این یک ایده “مدرن” نیست ، و همچنین زنان موجود در عکسهای Mapplethorpe خود را به عنوان زنان مدرن به ما نشان نداده اند. برخی از عکسهای او شامل تصاویر آشنایی از سلطه و اطاعت قرن نوزدهم ، ناراحتی وابسته به عشق شهوانی بندها و چرم و پاشنه های پنج اینچی کفش هایی بود که باعث می شد گوشت کاربر در قسمت پایه چروک بخورد. باکره های محکوم (چشم های باریک ، دستهای بسته شده) و نشانه هایی از مرگ و میر ، پوست مانند سنگ مرمر ، صورت مانند ماسک ، درخشش فوق العاده ، درخشش فسفر که گاهی اوقات آن را به فرشتگان و گوشت پوسیده نسبت می دهیم ، وجود دارد.

اکتساب اصلی ، ملن و لری

Meline Griffith و Lori Anderson از Mapplethorpe ، توزیع اصلی Esquire.

رابرت مپلتورپ اسکوایر

ایده آل سازی در اینجا هرگز از زمان حال نبوده است. عکسهای ماپلثورپ ، برای فروش لباسهای شنا ، نه ورزشکاری مرتبط با حال ایده آل ، نه آزادی حرکت ، اما برده داری و ترک ، رویاهای جنسی انگلیس شاهنشاهی را نشان می دهد. چهره آشنا گریس جونز ، که توسط مپلثورپ عکسبرداری شده است ، نه به آینده آندروژنی که برای آن آمده است ، بلکه به علاقه به عجیب و غریب قرن نوزدهم ، عاشقانه با آفریقا و مصر اشاره داشت. یک عکس مد از Mapplethorpe ، سیاه و سفید برهنه “توماس” در حال رقص با طیفی “Dovana” سفید ، ارائه می دهد باله کلاسیک ، د دو د ، که در آن خائن حسن نیت ارائه می دهد خواستگاری ، بازگشت از قبر ، بالرین را از رقص سایه ها.

“من به دنبال چیز غیر منتظره هستم. من به دنبال چیزهایی هستم که قبلاً هرگز ندیده ام. اما من با کلمه “تکان دهنده” مشکل دارم زیرا واقعاً از هیچ چیز شوکه نمی شوم. “- ماپلثورپ

حتی دختران کوچک ، همانطور که توسط مپلتورپ عکس گرفته شده است ، ویکتوریایی به نظر می رسیدند ، نه کودکان به معنای مدرن ، بلکه موجوداتی آگاه ، موجوداتی با سنجاق مو و اسم حیوان دست اموز ، اما هنوز هم با مسئولیت دفن شده اند. بزرگسالان کوچکی که با وضوح کامل آنچه می دانستند و هنوز نمی دانند به ما نگاه می کردند. برعکس ، از بین همه زنانی که توسط رابرت ماپلثورپ عکاسی شده است ، شاید فقط یوکو اونو خود را “مدرن” معرفی کرد ، که کاملاً مسئول خودش بود ، زنی که ترتیب خواسته های جنسیت و افراد مشهور را داده بود تا به عنوان یک بازمانده میانسال در مقابل ما ظاهر شود. ، با یالهای مناسب ، چشمان شفاف ، موهای دمیده. در این همه چیز جالب و عمدی وجود داشت و این اراده “سوژه ها” نبود.


از نظر رابرت مپلثورپ ، همگرایی شگفت انگیزی از انگیزه های کاملاً عاشقانه وجود داشته است. عاشقانه ای به وضوح غیر معمول بود. یک عاشقانه هنری به خودی خود وجود داشت. او در مورد فیلم اولیه به بی بی سی گفت: “او می خواست لبه های بیرونی ممکن را آزمایش کند ،” جالب “را کشف کند (” من فقط فکر کردم که یک ایده جالب است که یک حلقه از طریق سینه ام داشته باشد “). رابرت با مته پستانک، عاشقانه در لبه. عاشقانه یک پسر کاتولیک از طبقه متوسط ​​از کوئینز (“او همان چیزی نبود که من می خواستم ،” یک بار گفت) ، که به شهر آمد و در آن طرف تمرین کرد ، دوباره خود را به عنوان رمبو در حمام کشف کرد.

رابرت مپلتورپ

رابرت ماپلثورپ ، 1970

لی بلک چیلدرزگتی ایماژ

این درد و رنج عاشقانه باید دوباره احیا شود ، زیرا سبک مرکز بزرگترین شهر بورژوازی در جهان مدرن در زمان انحطاط از همه لحاظ تاریخی قابل پیش بینی بود ، و با این حال کارهای رابرت ماپلثورپ اغلب به عنوان یک ورزش زیبایی شناختی دیده می شد ، بنابراین کاملاً خارج از هر زمینه تاریخی یا اجتماعی و بنابراین “جدید” است تا در برابر تفسیر مقاومت کند. این “تازگی” در واقع مفهوم ثابت ماپلثورپ است که ما می خواهیم منبع قدرت آن را نادیده بگیریم ، که از ابتدا کمتر از شوک جدید ناشی می شود تا از شوک قدیمی ، از تازگی نسبتاً ناراحت کننده افشای یک جهان اخلاقی ثابت. در کار او همیشه تنش وجود داشت ، حتی مبارزه بین تاریکی و تاریکی. عظمت درماندگی وجود داشت. آنجا اغوای مرگ بود ، خیال مصلوب شدن.

مهمتر از همه ، اعمال خطرناک نظم بر هرج و مرج ، شکل کلاسیک بر روی تصاویر غیر قابل تصور بود. همیشه وقتی چیزها را کنار هم می چینم همیشه همین طور بوده است. بسیار متقارن. رابرت مپلثورپ گفت: “من این واژه خاص را دوست ندارم ،” تکان دهنده ” ArtNews در پایان سال 1988 ، هنگامی که او با یک بیماری دست و پنجه نرم می کرد و یک بار دیگر از او خواسته شد تا درباره عکسهای معروف چرمی بحث کند. “من به دنبال چیز غیر منتظره هستم. من به دنبال چیزهایی هستم که قبلاً هرگز ندیده ام. اما من با کلمه “تکان دهنده” مشکل دارم زیرا در واقع از هیچ چیز شوکه نشده ام – من توانستم این تصاویر را بگیرم. احساس وظیفه کردم که آنها را انجام دهم. این صدای کسی است که سرانجام هدفش تقارنی بود که خودش با آن چیزها را مرتب کرده بود.



[ad_2]

منبع: office-news.ir

ایندکسر