۶ – وکالت در توکیل

درایران قاعده براین است که اقامه ی مشاجره ودفاع ازآن مستلزم دخالت نماینده قانونی دادگستری است. همانطور که گفتیم وکالت عقدنامهای است که براساس آن یکی از طرفین دعوا شخصی را برای رسیدگی و انجام کارهای پرونده به تیتر نایب خود انتخاب میکند. به این ترتیب تمام همت خود را به کار می گیرند تا علاوه بر این که منفعتی از دست ندهند صاحب و مالک سود بیشتری هم شوند در این نوع پروندهها داشتن یک نماینده قانونی کاردان و کارشناس در راستا املاک به جهت طرفین بحث زیاد با ارزش است. برخی از وکلا راستا عمل خود را املاک قرار دیتا و حیاتی به دست آوردن تجربه و علم اندوزی مربوطه و اساسی احاطه به قوانین ثبت و سایر قوانین مربوطه همت میکنند خویش را به تیتر یک وکیل کارشناس املاک به مخاطبین معرفی کنند وکیل املاک می بایست به قوانین ثبتی هم آشنا باشد زیرا احتمالاً بخش اعظمی از پرونده های املاک مرتبط اهمیت تصویب هست . از طرفی وفق ماده 667 ضابطه مدنی، وکیل ملزم است در کلیه اقدامات خویش، مصلحت موکل را رعایت کند؛ ولی قانون دولتی جمهوری اسلامی ایران برخلاف قوانین دولتی برخی کشورها، در بیان حکم موردی که رعایت مصلحت موکل مستلزم خروج از حدود وکالت باشد، یا این که تجاوز از حدود وکالت به لحاظ موقعیت جدیدی که پیش آمده برای موکل سودمندتر از مواد معین شده گذشته در مفاد وکالت طومار باشد، ساکت میباشد و از همین جهت قابل انتقاد به حیث می رسد. «قد صرحوا بانه لو مات الموکل فان تصرف الوکیل بعد الموت باطل و آن لم یعلم الموت لان ذلک هو الاصل و انما خرجت مسأله العزل بالنص و عندی فیه توقف لعدم خلل هم نصاً علی ما ادعوه من البطلان سیما مع ما عرفت من خروج النصوص بعدم انعزال الوکیل قبل بلوغ العزل له الجاری ذلک علی خلاف قواعد هم حتی اضطربوا فی التفصی عنها فمنهم من قال ارزش و الغی تلک القواعد و منهم من الغاها و قدم تلک القواعد فمن المحتمل قریباً آن یکون الحکم هنا کذلک ایضاً و ما ادعوه من الاصل هنا لا اعرف له اصلاً و کانهم ارادوا بالاصل اصل العدم و فیه آن الاصل بمعنی الاستصحاب لثبوت الوکاله حتی یقوم الدلیل علی الابطال فی الصوره المذکوره قائم و منشا هذا الاستصحاب الی عموم الدلیل حتی یثبت الرافع له و یعضده الامر بالوفاء بالعقود و بالجمله فالحکم لعدم النص لا یخلو عن الاشکال نعم یمکن آن یستدل لما ذکروه بما رواه فی الکافی عن ابن بکیر فی الموثق عن بعض اصحابنا عن ابی عبد الله در مقابل السلام فی رجل ارسل یخطب علیه امراه و هو غایب فانکحوا الغائب و فرضوا الصداق ثم جاء مجرب آن گاه انه توفی آن گاه ما سیق الصداق فقال آن کان املک آن‌گاه ما توفی فلیس لها صداق و لا میراث و آن کان املک قبل آن یتوفی فلها نصف الصداق و هی وارثه و علیها العده. وکیل به موجب قراردادی که به آن وکالت طومار میگویند نسبت به نام و حساب موکل اختیاراتی را پیدا میکند. در سرانجام وکیل حکم واسطه را در انجام کارها داراست و هر آن چه انجام میدهد برای موکل وکیل علیپور کرج میباشد. ولی وکیل دادگستری بر روی برگ وکالتنامه عادی از موکل خویش امضا می گیرد و راستا اختیارات خویش را مشخص می کند. شود زمانی موکل سوای خبر دادن به وکیل وی را برکنار میکند، در حالی که نماینده قانونی و ثالث غافل هستند، همچنان به بقای نمایندگی اعتماد می کنند و دارای اعتماد به همین ظواهر معامله میکنند. چون شیوۀ انشای مواد 678 – 680 اهمیت مواد 190- 191 مختلف می باشد و چنانچه مقنن بقیه اثرها وکالت را پابرجا میدانست، به آن‌ها تصریح میکرد و عدم تصریح، بی صدا در منزلت ابلاغ است.

حتما بخوانید:
جلد Esquire BTS: پولاروئید
hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum bayan escort - vip elit escort lyft accident lawyer html nullednulled themesmobil ödeme nakitKamagrasu tesisatçısıkameralı su tesisatçısıbuy instagram followersEvlilik Büyüsü