[ad_1]

هشت سال پیش ، جولیا هارت یک خانه دار و مادر چهار فرزند بود که در یک جامعه یهودی فوق ارتدوکس در شمال نیویورک زندگی می کرد. امروز ، او مالک مشترک و مدیر عامل شرکت گروه Elite World ، بنیانگذار مارک مد e1972 و آخرین ستاره واقعیت Netflix است. مسیر غیرمتعارف هارت برای هدایت یک امپراتوری جهانی استعدادها موضوع است زندگی نامتعارف من، یک سری مستند جدید Netflix که درخشش و درخشش کار او را همراه با فراز و نشیب های تربیت چهار فرزند توصیف می کند. اگر درگیر دنیای مد نیستید ، شاید نام هارت را نشنیده باشید ، اما ستاره او سالهاست که در حال طلوع است.

هارت در جامعه یهودیان فوق ارتدکس خود فروخته شده بیمه در کنار مراقبت از فرزندانش ، اگرچه حتی در آن زمان حساسیت مد او در حال شکل گیری بود. هارت با وجود هشدارهای جامعه خود ، در ذهن خود یک مارک کفش ایجاد کرد و از شانزده سالگی خیاطی را آغاز کرد.

هارت گفت: “من لباس های خودم را می ساختم ، حتی اگر در جامعه مد من غیر عظیم باشد.” او گفت نیویورک تایمز. “تنها هدف لباس پنهان کردنت است. و اگر لباس و رنگ را دوست دارید ، به این معنی است که بیش از حد بر روی بدن تمرکز کرده اید ، به روح خود فکر نکنید. اما من رنگ را دوست داشتم. و من همیشه کفش پاشنه بلند پوشیده ام. ”

هاارت برای تبدیل شدن به یک سرمایه دار مد ، ابتدا مجبور شد جامعه اصولگرای خود را ترک کند ، جایی که از اصول و روش های محافظه کارانه به طور فزاینده ای ناراحت می شود. هارت به دخترش میریام اعتراف می کند که او را ترغیب می کند هرچه می داند را ترک کند ، گفتن“او فقط رعایت نمی کند. آنها با او همان کاری را کردند که با من کرده بودند – سعی کردند او را تحت فشار قرار دهند و به شکل یک مرد صاف درآورند تا ناپدید شوند. نمی توانستم اجازه دهم که این اتفاق بیفتد. من به معنای واقعی کلمه وسایلم را جمع کردم [expletive] و با او از در بیرون رفت. “

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

هارت شروع می شود شغل مد او با یک نام کفش ، شراکت با مهندسان بوت اسکی و استفاده از ژل عایق طراحی شده برای ایستگاههای فضایی ناسا برای فرمول پاشنه بلند فوق العاده راحت. طراحی های ابتکاری وی مورد توجه لاپلا قرار گرفت ، جایی که وی سپس به عنوان مدیر خلاق این برند استخدام شد. در آنجا ، هارت با صاحب La Perla (و بنیانگذار غول ارتباط از راه دور ایتالیا Fastweb) سیلویو اسکالیا آشنا شد و با او ازدواج کرد. آنها اکنون از مالکین گروه Elite World هستند ، یک مجتمع استعدادی و نمونه که لیست مشتریان آن شامل کندال جنر ، ریتا اورا ، آدریانا لیما و ویلو اسمیت و غیره است.

اما با پیشرفت شغلی ، هارت احساس شوک فرهنگی کرد. هاارت گفت: “من 43 ساله بودم و از دنیا چیزی نمی دانستم.” او گفت مردم هنگام خروج از جامعه سابقش “احساس می کردم مریخی هستم.”

در تریلر برای زندگی نامتعارف من، ما چهار فرزند هارت را ملاقات می کنیم ، که در تلاش مادرشان برای سازش تربیت محافظه کارانه او با سبک زندگی مجللانه اش در دنیای مدرن سهیم هستند. پسر ارشد هاارت ، دانش آموز حقوق ، شلومو ، اعتراف می کند که هنوز باکره است در حالی که تریلر از این که ممکن است اولین بوسه خود را مقابل دوربین تجربه کند ، اذیت شده است. فرزند دوم هاارت ، باتشوا ، هم اکنون در آنجا است TikTok مشهور است ، اما این نمایش قول می دهد که به شیوه ای کاملا جدید به پشت صحنه زندگی او برود. باتشوا در توضیح چگونگی تعادل سنت های محبوب خود با سبک زندگی مدرن می گوید: “من کار ازدواج را در 19 سالگی انجام دادم و در بزرگسالی هرگز سن نداشتم.”

Brazen: سفر غیرمتعارف من از آستین بلند به لباس زیر

دختر دیگر هارت ، میریام فوق الذکر ، هنوز فقط یک نوجوان است ، اما او از قبل علاقه زیادی به ساخت برنامه هایی دارد که زنان را قادر سازد. میریام ، که اخیراً به عنوان دوجنسگرایانه ظاهر شد ، در این تریلر می گوید: “من فقط سعی می کنم خودم باشم. این همان چیزی است که من برای مادرم می جنگیدم.” در همین حال ، کوچکترین فرزند هارت ، هارون ، بیش از خواهر و برادرش به جامعه یهودیان فوق ارتدوکس وابسته است. هارون فاش می کند: “مردم سعی کردند اینگونه باشند ،” چرا کمی آرام نمی شوی؟ “من مثل هستم ، من نیستم.” “

پس از سالها فکر کردن در مورد گذشته پیچیده خود ، زندگی نامتعارف من سیگنال تصمیم هارت برای علنی کردن داستان غیر متعارف خود است. اوایل سال آینده ، هاارت در خاطرات خود جزئیات بیشتری را بیان خواهد کرد Brazen: سفر نامتعارف من از آستین بلند به لباس زیر.

هاارت گفت: “تا زمانی که من مدیر خلاقیت La Perla نشدم ، از گذشته خود به کسی نگفتم.” “صفر به عنوان مثال ، اگر پسران از گذشته من می پرسیدند ، من به معنای واقعی کلمه این کار را می کردم [expletive] بالا من نمی خواستم مردم داستان من را بدانند. نمی خواستم قربانی شوم. اما بعد از اولین مجموعه ام ، فکر کردم که کمی به موفقیت رسیده ام. من به مکانی برای راحتی شخصی آمده بودم. و من امیدوار بودم که کسی به آن نگاه کند و بگوید ، خوب ، اگر این عوضی دیوانه این کار را می کرد ، من می توانستم این کار را انجام دهم. “

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود ، در این صفحه وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید

[ad_2]

منبع: office-news.ir