[ad_1]

من روز گذشته به دوست پسرم گفتم که او را دوست دارم ، اما مثل اولین باری که عاشق شدم نبود. من توضیح دادم: “این باید برای بهترین ها باشد”. من بدون بهبود امور برای خودم گفتم: “همه چیز بسیار شدیدتر بود.” همانطور که به طور دائمی با بیلچه ای که در آن سوراخ می کردم متصل شدم ، او مرا متعجب کرد و گفت: “من آن را پیدا کردم.” ما درمورد اینکه دوست داشتن شخصی در 30 سالگی چگونه است و آنچه که مثلاً در یک دهه اتفاق می افتد ، طول می کشد تا به آنجا برسید.

ما با پاسخ چرایی تغییر موافق نبودیم ، زیرا پاسخ این س toال کاملاً پیچیده و ذهنی است. شاید هیچ پاسخی نباشد. اما چند روز بعد از آن مکالمه ، اولیویا رودریگو ترش نیمه شب جمعه افتاد و دقیقاً به من یادآوری کرد که آن عشق وقتی چه احساسی داشته است. من ، ترش این است که نگاهی کاملاً دیوانه وار به بقای آن سالها در اواخر بلوغ تا بزرگسالی ناشیانه. و البته ، آلبوم انسجام موسیقی را باد می کند و در عوض متن های خام و تغییرات زبانی بی ثبات را انتخاب می کند. اما از این طریق او به صداقت بی تکلف جوانی ، که فکر می کنم به ما آموزش داده شده است شانه خالی کنیم – اولویت اولویت را می دهد – این یک ناامنی بسیار ماندگار است که به خلاقیت می ریزد. دلم برای این احساس تنگ شده است. ترش به یادآوری حافظه شما کمک می کند.

خیلی از اولین بار رودریگو این مکان شیرین (تلخ) را در زندگی ، جایی که اضطراب حاکم است ، دربرمی گیرد. در افتتاحیه ، جریان روان آگاهانه رودریگو لحن آشفته آلبوم را تنظیم می کند و ریزه های نوجوانانه گاهی اوقات کلیشه ای را از بین می برد مانند “اگر کسی یک بار دیگر به من بگوید ،” از جوانی خود لذت ببر ، من گریه خواهم کرد. ”

او حق دارد که ماهیت شبکه ای این عبارت را نقد کند. گفته قدیمی دلسردکننده و خشمگین است ، زیرا وقتی در دوران کودکی به شما پرتاب می شود ، این احساس وجود دارد که هر فرد بالغی در اطراف شما این افکار خودپسندانه را به اشتراک می گذارد در حالی که شما فقط سعی در زنده از طریق زندگی که خیلی سنگین احساس می شود واقعیت های عشق و روابط و جامعه برای اولین بار به شما ضربه می زند. من بعد از کلمباین ، بعد از 11 سپتامبر ، در روزهای ابتدایی فیس بوک به سن رسیدم. من از نوجوانی اجتناب کردم ، وقتی کلمباین هفته ای سه بار اتفاق می افتد و 17 بستر رسانه اجتماعی برای دنبال کردن عشق شما وجود دارد.

ما هنوز در حال درک چگونگی این تجربه برای نسل رودریگو هستیم. یک صنعت سرگرمی کامل ایجاد شده است و سعی دارد تجربه جوانان را به تصویر بکشد. جهنم ، دیزنی ، یک ارائه دهنده سرگرمی برای جوانان ، به ایجاد دستگاه رودریگو کمک کرد. اما بزرگسالان سعی می کنند بسیار زیبا و مرتب شوند زیرا آنها سعی می کنند در سال 2021 دوباره رشد کنند ، کاری که رودریگو در اینجا انجام می دهد این است که با استفاده از تنها چیزی که در زرادخانه خود دارد: ممکن است صیقلی ترین و ساده ترین آن نباشد ، اما اگر خوب و شاداب نیست صادقانه است. رودریگو به نکته بزرگتری می رسد که ما اغلب فراموش می کنیم: دیدگاه نوجوان مهم است.

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

حتی با وضعیت جهان ، ترشتمرکز بر روی عشق و غم و اندوه و عصبانیت نوجوان است. انتقالاتی مانند انتقال از “خوب 4 تو” به “کافی برای تو” باعث ایجاد یک ضربه شلاق در تغییرات انرژی شما می شود ، از اضطراب بزرگسالی به یک آسیب پذیری بزرگ ، یادآور آن دوره از زندگی است که احساسات شما بیش از آن است که سرکوب کنید. در ابتدا من غاز می کردم ، زیرا به من آموخته اند که فردی که از عصبانیت به غم می رسد ، نابالغ و غیرقابل کنترل است. به این ترتیب ما افراد با احساسات زیادی را مدیریت می کنیم – این احساسات را به عنوان چیزی خفه می کنیم که باید خفه شود زیرا بزرگسالان چنین رفتاری ندارند. نباید عاشق هوی و هوس شوید. شما نباید خیلی سریع عصبانی شوید. و با این حال ، ما بعد از اینکه یاد گرفتیم چنین چیزی داشته باشیم ، با چنین شیرینی در مورد این دوره از زندگی خود صحبت می کنیم.

اما این چیزی است که دوست دارم بیشتر در زندگی و موسیقی ببینم. این را به خودم یادآوری می کنم سنگ نورد مصاحبه با وقتی از هری استایلز خواستند برای دختران نوجوان موسیقی بسازد. وی گفت: “چگونه می توانید بگویید که دختران جوان آن را درک نمی کنند؟ آنها آینده ما هستند. پزشکان ، وکلا ، مادران ، رئیس جمهور آینده ما به نوعی از جهان حمایت می کنند.” در مورد هرج و مرج انسانی در نوجوانی چیزی نگران کننده وجود دارد. این هیجان خاصی است. اما فراتر از آنچه که این نوجوانان می توانند تبدیل شوند ، اغلب یک نظارت بزرگسالان بر ارزش فعلی آنها وجود دارد. احساسات نوجوانان شایسته احترام و توجه هستند ، به اندازه کافی معتبر برای تحمل وزن آلبوم ابتدایی.

وقتی واقعاً احساسات گذشته را لمس می کنید ، ناامیدکننده است که فکر کنید ما همیشه آنها را به صورت ساده انگاری منفجر خواهیم کرد. وقتی برای اولین بار احساس عشق می کنید – منظورم این است احساسش کن، آن را احساس کنید – هیچ یک از این احساسات خیلی بزرگ نیستند ، زیرا در مقایسه با تمام احساسات بزرگ دیگر ، همه آنها عادی هستند. شما چیزی را تجربه کرده اید که به نظر می رسد چندین سال تجربه آن محدود باشد: مفاهیمی برای بزرگسالان از طریق قلب کودک. و شما می توانید آن را خودخواهانه احساس کنید ، همانطور که رودریگو در “خوشبخت تر” ماهرانه ، جایی که او آواز می خواند ، “من را در حالی که آغوش خود را به دور خود دارید فکر کنید” اسناد می دهد. امیدوارم خوشبخت باشی اما شادتر نباشی. ” این تصویری از عشق بزرگسالان است که در خودشیفتگی نوجوانان پوشیده شده است.

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

این من نیستم که قبل از به اشتراک گذاشتن پدر با خرد تلاش می کنم کارت های کرک را تسلیم کنم یا بکشم. این چیزی است که من در مورد موسیقی رودریگو تحسین می کنم ، زیرا در برخی از زمان ها فکر می کنم بسیاری از ما در آن دوره پس از اواخر دهه 1920 وارد رژیمی می شویم که ترجیح می دهیم از آن صادق باشیم. این بدان معنا نیست که تغییر خود برای قرار گرفتن در ماتریس تاثیری برای بزرگسالی دارد ، اما در “جرم مورد علاقه” رودریگو خودآگاهی دارد و آن را همان چیزی می کند که هست. طبیعت بیگانه دور شدن از خود صادقانه به دست می آید. بعضی روزها وجود دارد که من بیشتر از اینکه احساسات واقعی خود را بیان کنم ، زمان بیشتری را صرف تلاش برای بدست آوردن نظر مناسب متناسب با همکارانم می کنم. بلوغ عمدتاً تجربه انگیزه برای دفع احساسات خود ، بستن قسمتهایی از شما آسیب دیده و جستجوی لبه های فردیت و ظرفیت عاطفی شما است تا بهتر در جهانی قرار گیرد که هیچ کس نمی تواند شروع کند.

ترش نقطه مقابل این مفهوم است. خوب یا بد در صداقت اصلاح نشده غوطه ور است. اما آنچه او به بهترین وجهی انجام می دهد تأکید بر اصالت بزرگ شدن در نوجوانی ، عاری از انگیزه تغییر تفکر یا قلب مطابق با محیط شماست.

برای ضبط ، این مکالمه ای که در ابتدا ذکر کردم به خوبی خاتمه یافت. عشقی که اکنون احساس می کنم به نوع خود زیباست. متفاوت ، اما به همان اندازه ، اگر کاملتر نباشد. شاید همانطور که امروز درباره عشق نوجوان نوشتم ، با اشتیاق 20 سال دیگر در مورد آن بنویسم. اما عشق گمراه کننده ای که رودریگو درباره آن می نویسد جهانی و مهیج ، زودگذر و طاقت فرسا است. این من را به شیدایی عشق ورزیدن برای اولین بار بازمی گرداند ، اما اثبات این است که خلوص این نوع عشق چقدر مست کننده است.

خوشبختانه رودریگو در 34 دقیقه او را گرفت. مطمئن نیستم که انرژی لازم برای تجربه دوباره آن را داشته باشم.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و در این صفحه برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید

[ad_2]

منبع: office-news.ir