[ad_1]

tim mcgraw esquire

دیوید سوزن / تصویر آگوست

تیم مک گراو در 54 سالگی یک موسسه موسیقی آمریکایی است که بیش از یک دهه استادیوم هایی مملو از طرفداران موسیقی کانتری دارد. او همچنین بازیگر درجه یک ، شوهر و پدر سه فرزند است.


شما می توانید باشید یک خواننده عالی ، آهنگهای عالی داشته باشید ، یک مجری عالی باشید – و این هنوز ممکن است اتفاق نیفتد.

دوم کردم در کلاس دبیرستان من من در دانشگاه بودم. و بعد فهمیدم که دارم گیتار می زنم. سرانجام مجبور شدم با مادرم تماس بگیرم و بگویم: “من مدرسه را ترک می کنم ، هرچه را که دارم می فروشم و به نشویل می روم.” من چشمک زدم ، انتظار توبیخ داشتم ، اما گفتم: “اگر این کار را نکنید ، همیشه پشیمان خواهید شد.”

دختر بزرگم می خواستم به LA بروم سخت بود. اما من 18 یا 19 ساله بودم و می خواستم به نشویل بروم. چگونه می توانم بگویم “خوب ، من گفتم ، اما شما نمی توانید”؟

ایمان کور است ایمان واقعی نیست پرسیدن س andالات و شکستن مداوم ایمان – و هنوز ایمان دارید؟ این ایمان واقعی تر است.

همه آن را فراموش می کنند این روابط شخصی شما با خدای شماست. همه می خواهند رابطه شخصی شما را خراب کنند.

ساختار آزادی را ایجاد می کندبه اگر هیچ ساختاری ندارید ، آنچه را که شما آزادی می دانید واقعاً هرج و مرج است.

همه در حضور فرزندان خود دعوا می کنند. این بخشی از توافق است.

مردم از من می پرسند، “چگونه می توانید با پدر خود رابطه داشته باشید؟ توی هیچی بزرگ شدی او یک بازیکن بیس بال میلیونر بود. او می دانست که شما آنجا هستید و هیچ کاری نکرد. “اما وقتی فهمیدم که تاگ مک گرا پدر من است ، چیزی در شهر کوچک من در لوئیزیانا به من داد ، چیزی که من هرگز به آن دست نخواهم زد. چگونه می توانم عصبانی شوم؟”

پول تصمیم نمی گیرد همه مشکلات ، اما من ترجیح می دهم مشکلات داشته باشم تا اینکه پول نداشته باشم. هرچقدر هم که بد به نظر برسد.

من به یاد دارم الف لحظه ای که از رختخواب بیرون آمدم و به کابینت مشروب الکلی رفتم و در ساعت 8 صبح یک عکس بزرگ گرفتم و فکر کردم باید بچه ها را بیدار کنم. مستقیم رفتم سراغ همسرم و گفتم: “من اینجا هستم.” ترسیده بودم. او فقط مرا گرفت و بغل کرد و زندگی ام را تغییر داد.

نمیدونستم عشق می تواند خیلی خوب باشد احساسی بود؟ آیا این شیوه زندگی بود؟ آیا این یک چیز خیالی بود؟ اما عشق فقط همین است.

و عشق است عشق عصبانی یک روز حرف نمی زند عشق وارد یکدیگر می شود. عشق می پذیرد که من اشتباه می کنم. عشق چیزی 360 درجه است. خطی نیست.

او با مادرم و دو خواهرم و حالا با همسر و سه دخترم فکر می کنید که صبر من در این راه کمتر از آن چیزی است که هست.

Esquire سپتامبر 2021

این مقاله در شماره Esquire در سپتامبر 2021 ظاهر می شود. مشترک شدن در Esquire Select و هر شماره مجله را بردارید.

مارک سلیگر

همسرم همیشه او می گوید: “هیچ چیز شما را نمی ترساند.” من می گویم: “اوه ، یک چیز. همین الان دارم تماشا می کنم. ”

در بیشتر موارد ، وقتی من و ایمان به مهمانی می رویم ، آنها به آنها خدمت می کنند. وقتی مردم به خانه ما می آیند ، می گویند: “بچه ها ، واقعاً این را پختید؟” من می گویم: “ما تمام روز آشپزی می کردیم!”

ایمان به من آموخت مقدار زیادی برای چیدن میز او در این مورد شلاق می زند

نمیتوانم تحمل کنم قبل از نمایش غذا بخورید من می خواهم احساس کنم این شیر گرسنه سرگردان است.

پرداخت نمی کنم خیلی برای کلاه کابوی من من یک کلاه مشکی سیاه از Resistol بر سر دارم. تقریباً سه اجرا طول می کشد تا واقعاً عرق کنید ، به جای خود برسید و ظاهر خوبی داشته باشید. و سپس من آن را برای سه ماه بیشتر از آنچه باید بپوشم ، فقط به این دلیل که نمی خواهم یک مدل جدید را مشت کنم.

همه ما داخل هستیم این با هم مجبور نیستی با من قدم بزنی

همیشه می گویند شما نباید جلوی فرزندان خود دعوا کنید. همه در حضور فرزندان خود دعوا می کنند. این بخشی از توافق است.

اکثر مواقعمتوجه می شوم وقتی دوباره حدس می زنم ، کار نمی کند. یا اگر بیش از حد از افراد زیادی توصیه می کنم ، کار نمی کند. حالا روده های من همیشه کار نمی کنند.

تیم مک گراو و فایث هیل در مرکز براکت ها اجرا می کنند

“همسرم همیشه می گوید ،” شما از هیچ چیز نمی ترسید. ” من می گویم: “اوه ، یک چیز. من در حال تماشای آن هستم. “

کوین وینترگتی ایماژ

وقتی می خوانم بر چراغ جمعه شب من با پیت برگ ، که کارگردان آن بود ، تماس گرفتم و او مرا از آدم نشناخت. او به من گفت که قبلاً این نقش را با یک نوازنده دیگر بازی کرده بود. رفتم و تست دادم. باید به پاریس می رفتیم و به محض ورود به اتاق هتل ، تلفن زنگ خورد. بیلی باب تورنتون بود: “من به تازگی با پیت برگ تماس گرفتم و گفت:” برخی از خوانندگان کانتری به اینجا آمدند و من را منفجر کردند. ” “این رای اعتماد خوبی بود. اما از طرف دیگر ، من اینطور بودم ، لعنتی چطور نمیدونی من کیستم؟

نفس همیشه خسته است من بنابراین مطمئن هستم که گاهی اوقات مردم را خسته کرده ام.

وجود دارد تعداد انگشت شماری از آهنگها در جایی جمع می شوند که می دانید وقتی این کار را می کنید ، هیچ کس نمی تواند صدای دیگران را بشنود.

گاهی خدا ساده است از اتاق می گذرد و اتفاقاً آنجا ایستاده است.

[ad_2]

منبع: office-news.ir