توضیح “Tenet” توضیح داده شده است – پاسخ به تمام سوالات Tenet شما


کریستوفر نولان اولین بازدید من را نمی خواست اصول از آسایش و امنیت خانه من باشد. او می خواست آن را در صفحه بزرگ ببیند ، جایی که تمام بازی های اکشن بزرگ و معکوس او را می توان در اندازه کامل مشاهده کرد. و تا حدودی می فهمم. او برای ساخت یک فیلم بزرگ زحمت زیادی کشید و دوست دارد آن را بسیار بزرگ ببیند. اما به دلیل وضعیت دنیای ما ، وقتی در ماه دسامبر وارد سرویس های پخش جریانی شد ، منتظر تماشای آن بودم. ساعت 9 صبح سه شنبه آن را از طریق تلویزیون 45 اینچی TCL با موسیقی متن Sonos تماشا کردم. برای رفتن به یک قرار مجبور شدم کمی استراحت کنم. خورشید روی صفحه تابید. گذشته از تماشای لپ تاپ یا تلفن من ، این احتمالاً آخرین تجربه ای است که نولان می خواهد. و صادقانه بگویم ، اوقات خوبی داشتم

به دلیل حرفه ای که در آن کار می کنم ، اسپویلر می شناسم اصول از آنجا که این فیلم برای اولین بار در سینماها اکران شد. من تعدادی از افکار و نظریه ها و توضیحات را در فیلم خواندم – از جمله بسیاری از نظرات ما ، که توسط جان دیوید واشنگتن توضیح داده شده است. بنابراین ، هیچ چیز در این فیلم لزوماً تعجب آور نبود. این ساعت برای من دیدن نولان بود که این داستان بسیار گیج کننده درباره خودش را بیرون کشید. من می خواستم ببینم که چگونه همه این قطعات متحرک بیش از آنچه که در واقع به همه اقدامات اهمیت می دادم (که حتی در یک تلویزیون عادی نیز عالی بود) چطور در کنار هم قرار می گیرند.

همانطور که از طریق فیلم عبور می کردم ، اغلب مکث می کردم تا نمایش های کلیدی را تکرار کنم. صحنه های اکشن خاصی را تکرار کردم تا ببینم دقیقاً چگونه قطعات متحرک و عقب با هم مطابقت دارند. این مانند تماشای خرابی یک باله بود. اغلب فیلم های نولان در مورد انجام کارهای غیرممکن است. و شاید هرگز فیلم غیرممکن تری درباره نولان وجود نداشته باشد اصول، یک فیلم اکشن شامل چندین شخصیت مشابه است که از طریق یک جدول زمانی به عقب یا جلو حرکت می کنند.

مطمئناً می دانم که اگر این مسئله را در زمان عادی در سینماها می دیدم ، بیشتر دنبال این بودم که بخواهم این طرح وارونه (یادداشت برداری ، ضبط عبارات کلیدی) را دنبال کنم تا کل فیلم. با تماشای آن از خانه ، دیگر نگران نبودم که یک توضیح کلیدی را فراموش نکنم. می توانم جزئیات پیچیده را مکث کرده و ضبط کنم. و به همین ترتیب ، تماشا کردن اصول این یک تجربه کاملاً بدون استرس بود که در تئاتر با یک بار تماشای آن تجربه نمی کردم.

حالا فهمیدم که این روشی نبود که باید فیلم مشاهده شود. و من فکر می کنم برای اکثر فیلم های اکثر کارگردانان ، دیدن فیلم آنها به این شکل تقلید مسخره آمیز است. اما با توجه به شرایط ، این یک روش کاملاً عالی برای دیدن فیلم کریستوفر نولان است ، زیرا در تمام مدت زمانی که اینترنت را در آن جا داشتم ، می توانستم همه چیزهایی را که در مورد آنها صحبت می شد ، جستجو کنم. اصول. بنابراین ، با تمام تحقیقاتی که انجام داده ام ، در اینجا نحوه توضیح کامل فینال فیلم در اینجا آمده است:

اصول پایان توضیح داد

در واقع ، آنچه باعث می شود یک فیلم نولان ، فراتر از جلوه های بصری باورنکردنی ، برای من به یاد ماندنی کند ، تجزیه و تحلیل بیش از حد موزاییک های آن است. سپس در زمان واقعی و در ساعت اول احساس کردم که یک ساعت زنده جهانی هستم. و لذت حفاری قطعه قطعه در کل این چیزها ساده بودن طرح است اصول واقعاً چنین است: جان دیوید واشنگتن در تلاش است تا یك روسی خودخواه ، سادیست ، شرور را از نابودی جهان باز دارد. این است!

اما نولان این داستان بسیار اساسی جیمز باند را با ارائه آن می سازد اصولوارونگی زمان نبرد برای آینده بشریت از طریق یک انبر موقت انجام می شود ، جایی که نیروها به دشمن حمله می کنند و همزمان این دشمن را با نسخه های معکوس خود محاصره می کنند. تقریباً نیمی از فیلم ، شخصیت اصلی واشنگتن و نیل از رابرت پتینسون به بازگشت به گذشته برای نبردهایی که قبلاً در فیلم دیده ایم ، روی می آورند. این منجر به فاش شدن واشنگتن در صحنه تصادف بزرگ هواپیما می شود و همچنین در تعقیب ماشین نیز نقش داشته است. در طی این قسمت از فیلم ، طرفداران قبلاً خرابی های مفصلی را ارسال کرده اند و سعی کرده اند ردیابی کنند که چه کسی چه چیزی را دارد و چه کسی در هر زمان در چه جهتی حرکت می کند. من حتی یک نمودار کوچک زیبا پیدا کردم که از نظر بصری کل چرخه را نشان می دهد.

همانطور که به زودی معلوم شد ، آندره ساتور (کنت براناگ) روسی شیطان به دنبال نه قسمت مختلف الگوریتم بود که توانایی معکوس کردن آنتروپی کره زمین را داشته باشد ، این بدان معنی است که تمام بشریت را نابود خواهد کرد. او در آینده توسط این افراد شرور مورد سو استفاده قرار گرفت که برایشان مهم نیست که ما می توانیم گذشته آنها را نابود کنیم. این تنها طرح است ، از تمام تحقیقات من ، هنگام تماشای فیلم ، پاسخ خوبی پیدا نکردم. در این فیلم ، ساتور به طور خلاصه می گوید که آینده عصبانی است زیرا گذشته محیط آنها را نابود کرده است ، بنابراین تنها شانس آنها بازگشت زمان است. اما هنگامی که قهرمان داستان اشاره می کند که این امر آینده آنها را نیز نابود خواهد کرد ، نیل به پارادوکس پدربزرگ خود اشاره می کند ، که چنین توصیف می شود:

پارادوکس پدربزرگ یک مشکل منطقی بالقوه است که اگر کسی به گذشته سفر کند ، بوجود می آید. این نام از این ایده ناشی می شود که اگر شخصی سفر کند تا پدربزرگش بچه دار شود و او را بکشد ، تولد خود او را غیرممکن می کند. بنابراین ، اگر سفر در زمان امکان پذیر است ، باید به نوعی از چنین تناقضی جلوگیری کند.

به عبارت دیگر ، همانطور که نیل می گوید ، “آنچه اتفاق افتاد اتفاق افتاد.” صادقانه بگویم که به نظر می رسد یک پلیس باشد.

هر روز در زمینه سبک تخصص کسب کنید

esquire.com

به طور خلاصه ، آنها ساتور را متوقف می کنند و دنیا را نجات می دهند ، اما معکوس سازی ها هنوز انجام نشده است. نیل فاش می کند که قهرمان اصلی کسی است که او را برای این ماموریت جذب کرده و آنها سالهاست که یکدیگر را می شناسند. قهرمان داستان همچنین متوجه می شود که نیل کیف مشابهی دارد و نشانگرها را به عنوان یک مرد مرموز در طول فیلم معرفی می کند که دو بار جان او را نجات داد و در نهایت برای او گلوله گرفت. این بدان معناست که از این به بعد قهرمان داستان برای اولین بار با نیل ملاقات می کند ، یک سری ماجراها را ادامه می دهید و داستان نیل با او پایان می یابد ، و قهرمان هر از گاهی را نجات می دهد. من به یک نمودار مفید برخوردم که جدول زمانی هر شخصیت را در هر نقطه از فیلم نشان می دهد ، اگر این کمک کند.

در انتها ، شخصیت اصلی فیلم Priya Dimple Kapadia را شلیک می کند ، کت الیزابت دبیتسکی را نجات می دهد و توضیح می دهد که همه در حال کار برای خود آینده او هستند. بنابراین ، می توانیم فرض کنیم که قهرمان داستان با توجه به ترتیب زمانی خود ، داستان کلی فیلم را برای اتفاقات گذشته و همه اتفاقاتی که تاکنون دیده ایم ، از جمله جذب نیل تنظیم می کند.

تعدادی از نظریه ها وجود دارد که طرفداران مطرح کرده اند و در مورد آنها بحث شده است اصول Reddit ، از جمله: آیا پسر کت در نیل بزرگ می شود؟ این نظریه ای است بحث برانگیز ، اما نظریه ای که واشنگتن خود آن را دوست دارد. آیا دانشمند Clémence ، Poésy Laura ، یک وارونگی زمانی را در آینده ابداع کرد؟ ما پاسخ این س questionsالات را نمی دانیم ، اما در صورت وجود سوالات می توانیم آنها را یاد بگیریم اصول ادامه داد. ما می دانیم که حداقل واشنگتن برای این کار آماده نیست.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و در این صفحه برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید


منبع: office-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>