[ad_1]

آیا اولین فیلمی را به یاد دارید که مزخرفات مقدس مقدس را از شما بترساند؟ البته. من مطمئنا مال خودم را به خاطر می آورم. و او اخیراً مرا دنبال می کند زیرا … خوب ، چون نگرانم که پدر وحشتناکی نیستم. بگذار توضیح بدهم.

یک شنبه بعد از ظهر ، چندی پیش ، من با پسران دوقلوی هفت ساله خود روی کاناپه در خانه حومه ای خود در نیوانگلند نشسته بودیم. برف صبحگاهی که از خواب بیدار شده بود در حال تبدیل شدن به رگبار و برف باران غروب بود و برنامه های ما برای سورتمه سواری بر باد رفت. ناگهان ما ساعتها قبل از شام ، استحمام و خواب به داخل خانه رها شدیم. بنابراین همه ما تصمیم گرفتیم که بهترین کار این است که مقداری شکلات داغ شکسته ، در pj به خواب زمستانی برویم و یک فیلم بیندازیم. ایده آل به نظر می رسد ، درست است؟

اشتباه. به سرعت مشخص شد که ایده های ما برای یک فیلم بسته و دنج کامل نمی تواند متفاوت باشد. اینطور نیست که انتظار داشتم پیشنهاد شود لمس شر یا خوب، بد و زشت– بالاخره هفت تا هست. اما وقتی آنها سه عکس برتر را به من انداختند ، احساس حباب کردم. به ترتیب نزولی ، آنها به شرح زیر عمل کردند: کودک رئیس ، فیلم باب اسفنجی ، و شلوار کاپیتان هر سه ، باید بگویم ، قبلاً تماشا کرده بودند. چندین بار. بنابراین به آنها گفتم که فکر می کنم می توانیم بهتر عمل کنیم. اینکه باید چیزی را امتحان کنیم که قبلاً هرگز ندیده اند. چیزی که همه می توانستیم دوستش داشته باشیم. من شروع کردم به مرور راهنمای کابل و دیدن این Gremlins در آستانه راه اندازی در یکی از کانالهای کوچکتر HBO بود. من رکورد زدم. سپس وارد آشپزخانه شدم تا سه فنجان کاکائو را گرم کنم و به آنها گفتم کمربند ایمنی خود را ببندید. آنها شاهد یک کلاسیک هستند.

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

پانزده دقیقه اول زیپ. پسران فکر می کردند رنگ سفید و کاراملی ، Gizmo ، جذاب است. آنها فکر می کردند کوری فلدمن “عجیب و غریب” است ، اما به روشی خنده دار. و آنها چنان شگفت زده شده بودند که قوانین شوم پدر برای مراقبت و تغذیه موگویی (بدون چراغ روشن ، آنها را از آب دور نگه دارید و هر کاری که می کنید ، بعد از نیمه شب به آنها غذا ندهید) باعث شد دوباره صحنه را برگردانم و دوباره ، انگار که در صورت داشتن یادداشت برای کریسمس ، یادداشت می کنند.

سپس همسرم وارد اتاق شد تا تلفن خود را از شارژر بردارد. او ایستاد و چند دقیقه خیره شد ، روی پاشنه هایش رفت و برگشت کرد. نگاهم کرد.

فکر می کنید آنها به اندازه کافی بزرگ هستند؟

“البته، چرا که نه؟”

“آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم. . . ترسناک. درست؟ “

– خوب ، این درست نیست Gremlins 2 سلام بچه ها ، فکر می کنید از پس این برمی آیید؟ “

“یسسس !!!”

“ببینید ، او خوب خواهد شد.”

خوب نبود همانطور که ما به تماشای خود ادامه می دادیم و Gizmo شروع به جوانه زدن یک پیاده جهنم شیطانی کرد که وحشی شد ، احساس کردم دستی کوچک به من رسیده است. قدرت گرفتن او از حد معمول بیشتر بود. این خنده حاشیه عصبی به خود گرفت و سپس کاملاً متوقف شد. من احمقانه هل دادم.

ساعت 3:00 برش بزنید من هستم. و در آنجا سعی کردم بزرگتر از این دو را با تمام قدرت صحبت کنم ، Gremlins-کابوس الهام گرفته. پدر بودن یعنی روزی هزار بار احساس الاغ بودن. اما فرق داشت زیرا من هم احساس گناه می کردم. در آن ساعت خدای ناپسند صبح ، پاک کردن موهای عرق کرده و عرق پسرم از پیشانی اش و زمزمه همه چیز خوب بود ، مطمئن بودم که این لعنتی اثری پاک نشدنی خواهد گذاشت. سعی می کردم پدر خوبی باشم. بابا باحال من چه کار کرده بودم؟

استفاده از سرمقاله فقط بدون جلد کتاب عکس اعتباری مورد نیاز توسط اخطار broskobalshutterstock 5885108ag gremlins 1984 gremlins 1984 کارگردان Jo Dante Warner Bros صحنه ایالات متحده هنوز

آخرین کلمات شناخته شده: “خوب خواهد شد.”

برادران وارنر / كوبال / شاتر استوكشاتر استوک

چند روز بعد ، من با پنج دوست خوبم از دبیرستان با زوم تماس گرفتم. ما این کار را از مارس گذشته هر جمعه شب انجام دادیم ، زمانی که مشخص شد مدتی دیگر یکدیگر را نمی بینیم. از آن زمان ، این به یک رسم تبدیل شده است – فرصتی خوشآمد برای شلیک با بچه هایی که من را بیش از دیگران می شناسند ، برای به اشتراک گذاشتن یک یا سه کوکتل در مسافت های طولانی و پخش آنچه در زندگی ما اتفاق می افتد. ما طی سه دهه گذشته این کار را به شکلی انجام داده ایم. اما در سال های اخیر ، مکالمه تغییر کرده است. ما هنوز هم کارهایی مانند بهترین کنسرت هایی را که دیده ایم انجام می دهیم. ما هنوز در حال چرخش هستیم فلچ نقل قول و بحث در مورد سtionsالات بزرگ ، مانند: آیا تبهکاری بهتر از یک فیلم اکشن وجود داشته است جان سختهانس گروبر؟ (البته پاسخ منفی است – هرچند کیلیان ریچارد داوسون در این زمینه حضور دارد) مرد دونده نزدیک به یک ثانیه است.) اما اکنون ما در مورد چیزهای دیگر صحبت می کنیم. . . چیزهای پدر مانند: هی ، آیا خوب است که به بچه هایم نشان دهم ماندالوریایی یا تعداد زیادی سلاح وجود دارد؟ چه در مورد ارباب حلقه ها؟

من مطمئن هستم که والدین من هرگز نگران چنین سوالاتی نبودند من می فهمم که بزرگ شدن در دوران پیش هلی کوپتر در دهه های 1970 و 1980 متفاوت بود. والدین کمتر نگران هستند. نگرانی من نسبت به بیشتر مردم کمتر بود. من را اشتباه نگیرید: امیدوارم فرزندانم را نیمی مانند آنها تربیت کنم. اما بگذارید فقط بگوییم که آنها به سیستم درجه بندی MPAA تسلیم می شدند. برای آنها ، “R” به اندازه اخطار جراح عمومی در یکی از بسته های کنت 100 آنها جدی گرفته شد. وقتی خانواده ما به بازار رفتند ، مردم من و برادر بزرگترم را در مالتی پلکس گذاشتند و برای ما بلیط خریدند. جهنمی که بازی می کرد ، خواه باشد روز سگ بعد از ظهر یا فال یا پیرانا در ششمین سالگرد تولدم ، آنها مرا به دیدن بردند آرواره ها آرواره ها!! دو ساعت نشستم و با لرزش انگشتانم را نگاه کردم. بقیه تابستان از رفتن به ساحل ، شنا در استخر یا استحمام خودداری کردم. من از قاتل ، سفید بزرگ ، که به طریقی موفق به ورود به سیستم لوله کشی ما شد ، چنان وحشت کردم که من به سختی مجبور شدم روی توالت بنشینم. می توانید بگویید فیلم برای من به یاد ماندنی بود.

اما پدر بودن الان فرق کرده است. به دلایلی ، سهم بیشتری به نظر می رسد.

اما پدر بودن الان فرق کرده است. به دلایلی ، سهم بیشتری به نظر می رسد. همه ما از ترس اینکه مورد قضاوت قرار بگیریم و گرفتار کار اشتباهی شویم زندگی می کنیم – فرزندان خود را در معرض کارهایی قرار می دهیم که نه تنها باعث ترس آنها می شود ، بلکه باعث سفید شدن آنها نیز می شود. و مطمئن نیستم که برای بهترین ها باشد. نمی گویم شما باید جلوی کلاس چهارم خود بنشینید تماس بگیرید تا برگردید یا ذبح اره برقی تگزاس ، اما مانند کسی که پیچ خورده است شب مردگان زنده در سن نه سالگی (و به طرز معجزه آسایی به عنوان یک بزرگسال نسبتاً خوب تنظیم شده زنده مانده) ، آیا واقعاً باید نگران باشم که نمایش در مورد Baby Yoda و یک شکارچی فضل در دیزنی + به آنها آسیب برساند؟ از کجا می توان مرز بین آگاه ساختن فرزندانمان از چیزهای تاریک زندگی و ایجاد آسیب پایدار را تعیین کرد؟

و آنچه را که من انجام داده ام در اینجا است: من تصمیم گرفتم تا با آهستگی در یک مراسم پدر و مادر و کودک به قدمت کودک گام بردارم ادیسه و قصه های گریم. من دست آنها را می گرفتم و با هم چیزهای ترسناکی روبرو می شدیم. یاد اولین خاطره ام از ترس فیلم ها افتادم. لازم نبود زیاد فکر کنم. بود ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی. من در آن زمان حتما پنج ساله بوده ام. نه ، وقتی آگوست حریص حریص پس از افتادن به رودخانه شکلات ، لوله ای را مکید ، من از پا در نیامدم و من از سفر قایق از طریق تونل روانگردان که به نظر می رسد ژن وایلدر در آن قرار دارد ، ترس نداشتم. بلکه این صورت ترسناک اسلوگوورث جاسوس شیرینی پزی بود که شب مرا عذاب می داد. از نظر اسکلت لاغر ، در گوش این کودکان کوچک مانند گرگ بزرگ بد در مرد ترسناک و لاغر زمزمه می کرد ، هر کلمه اش یک نکته تاریک بود. او مزخرفات زنده را از من ترساند.

به همین دلیل لباس پوشیدم وونکا یکشنبه بعد از ظهر و من آن را با بچه هایم تماشا کردم. در حقیقت، آنها من فیلم را تماشا کردم. من تماشا کردم آنها ، توجه جدی به چهره های آنها در حالی که Slugworth روی صفحه ظاهر شد. هیچ کدام به دست من نرسیدند. در واقع ، وقتی همه چیز تمام شد ، آنها به سمت کمد آشپزخانه دویدند تا ببینند که آیا ما هنوز از کیتهای هالووین کیت باقی مانده لذت می بریم یا نه.

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

من جلو رفتم و دو سوژه کوچکم را تا جایی که وجدانم اجازه می داد به سمت اسکینر هل دادم. آنها هیچ مشکلی با جنگ ستارگان یا حتی تیره تر امپراتوری به عقب برمی گردد. میمون های پرواز از جادوگر شهر از کمی آنها را جعل نکنید. ما حتی در دو سوم اول سال موفق شدیم آدم ربایان کشتی گمشده هیچ حادثه ای (من آن را قبل از قله نازی ها خاموش کردم – من یک جامعه شناس نیستم!)

تمام این فیلم های طی چند ماه گذشته به منزله جمع آوری چیزی بود که می دانستم ، در اعماق وجودم ، بازی نهایی من در تمام مدت است. ببینید ، من درمورد فیلم ها برای تأمین معاش زندگی می نویسم – آنها فقط یک فعالیت خالی برای من نیستند. آنها چیزی عمیق تر هستند. آنها نه تنها بخش عظیمی از آنچه من هستم ، بلکه همچنین عدسی هستند که از طریق آن به جهانی فراتر از یک تئاتر تاریک نگاه می کنم. من معتقدم که آنها به گونه ای ما را بهم پیوند می دهند و متحد می شوند که تعداد کمی چیز دیگر می تواند. چیزی که من واقعاً می خواستم با پسرانم تجربه کنم نشستن و تماشای بزرگترین فیلم در تمام دوران بود – فیلمی که زمانی من را از ساحل و دستشویی در سن آنها ترساند ، فیلمی که باعث شد بلاک به پایتخت برسد – یک هنر ، فیلمی که من بیش از دیگران تماشا کرده ام و کاملاً ناتوانم که در هر زمان هنگام عبور از مسیر با آن روی کابل کلیک کنم ، مخصوصاً اگر در USS hemostatic Quint اتفاق بیفتد ایندیاناپولیس سخن، گفتار-آرواره ها

از روزی که هفت سال پیش به دنیا آمدند ، منتظر زمانی بودم که بتوانیم این آئین را با هم تقسیم کنیم. ارتباط بین پدر و پسرانش ، انتقال فیلم مورد علاقه من. این نسخه ما از بازی خواهد بود زمینه رویاها. ما با ترس خود روبرو خواهیم شد و متزلزل اما قوی تر از آن طرف بیرون خواهیم آمد. او آنها را در این سفر طولانی و اغلب موذیانه از دوران پسری تا مرد شدن آغاز می کرد. آرواره ها این آزمایش سخت ، ارتباط ما خواهد بود. . . چیز ما

این محتوا از YouTube وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.


حداقل این ایده بود. حقیقت این است که وقتی زمان فیلمبرداری فرا رسید ، من با هم درگیر شدم. یا منطقی من یکی از فرسوده هایم را گرفته بودم آرواره ها DVD کنید و بارگیری کنید. وقتی سر می خوردم ، صحنه هایی از فیلم در ذهنم پخش می شد. وقتی کریسی لاغر و هل دادن جلو و عقب ، تا زمانی که آخرین جرعه های او ساکت شد ، فریاد کشیدم به باز کردن آن فکر کردم. به لحظه ای فکر کردم که الکس کینتنر کوچک وقتی روی قایق بچه ها قایقرانی می کرد ، نیمه پر بود و باعث ایجاد آبفشان های شریانی مانند برخی از چشمه های غیر قابل تحمل بلاجیو شد. فکر کردم کوینت لگد زد و جیغ کشید وقتی سفید بزرگ او را کامل بر روی عرشه پشتی بلعید اورکا . . و من قادر به انجام آن نبودم

برای چند شب آینده ، فکر کردم که آیا من تسلیم شده ام زیرا نمی خواستم به عنوان یک پدر بد دیده شوم. اما فکر نمی کنم همه همین باشد. فکر می کنم چون حداقل برای من هنوز پسرهای کوچک ناز هستند. پسران کوچک نازنینم. من نمی خواهم آنها را اغراق کنم ، اما آماده نیستم که ساعت 3:00 دیگر الهام بگیرم من هستم. کابوس ، یا. شاید هفته آینده دوستان زوم خود را صدا کنم و ببینم آنها چه نظری دارند. فعلاً اینجا خط می کشم. ما وقت کافی برای یافتن داریم درست زمان. و سپس باید در سراسر دنیا شوخی کنیم که به یک قایق بزرگتر احتیاج داریم.

ه

این مقاله در اصل در شماره Esquire در تابستان 2021 منتشر شد. با عضویت در Esquire Select اشتراک چاپ + دسترسی نامحدود به Esquire.com را دریافت کنید.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود ، در این صفحه وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید

[ad_2]

منبع: office-news.ir