[ad_1]

تقریباً در ساعت 10:00 EST در 23 ژوئن 2021 ، وب سایت Christie’s ، خانه حراج افسانه ای ، کاری را انجام داد که قبلاً هرگز نکرده بود: فروپاشی شد. خریداران به سایت مراجعه کردند و تلاش کردند یک سری NFT را از یک هنرمند دیجیتال آینده به نام FEWOCiOUS پیشنهاد دهند و ترافیک ، به گفته کریستی ، “مشکل” ایجاد کرد. در نتیجه ، حراج دو روز بعد خاتمه یافت و برنامه ریزی مجدد شد ، زیرا یک هنرمند عجیب که ایجاد فایل های دیجیتال منحصر به فرد و ذخیره شده در یک بلاکچین تخصص وی است … سیستم را شکست. این همه است زیاد 2021

بعضی ها ، که نام اصلی آنها ویکتور لانگلوئیس است ، یکی از اعضای موفق و مشهور است یک جامعه رو به رشد از هنرمندان رمزنگاری عجیب کسانی که در هجوم مدرن طلا ، که بازار NFT است – یک فضای هنری نوظهور که حقوق مالکیت آن به اندازه مالکیت معنوی نیست ، موفق می شوند درست مانند تصاویر فیزیکی ، ارزش NFT در اثبات یا اصل و ادعای مالکیت آن است. این همان تفاوت بین داشتن مهر مونالیزا و داشتن مونالیزا واقعی و اصلی است. این یک صنعت چند میلیون دلاری است و ثابت شده است که لانگلوئیس نقطه درخشانی در وسط آن است.

از زمان ورود به بازار NFT در سال 2020 ، لانگلوآس زیر 18 میلیون دلار درآمد کسب کرده است. اثر دیجیتالی وی ، “ابد زیبا” ، با قیمت خیره کننده 550،000 دلار فروخته شد. او اکنون جوانترین هنرمندی است که توسط کریستی مورد توجه قرار گرفته و اولین کسی است که سایت خود را خراب کرده است – دو ضبط شگفت انگیز که وی در نوجوانی طی تماس اخیر با زوم به آنها پاسخ کامل داد: وای. ”

این مجموعه که منجر به فروپاشی کریستی شد ، “سلام ، من ویکتور هستم (FEWOCiOUS) و این زندگی من است” نام دارد. این سریال از طریق پنج تصویر دیجیتال و فیزیکی ، دوران دشوار کودکی و انتقال جنسی لانگلی را مستند می کند. این هم یک داستان خروجی است و هم یک تاج گذاری – تاج موفقیت یک هنرمند جوان که برای رسیدن به جایی که امروز است جهنمی می جنگد.

“من هرگز در فضای NFT رسماً در برابر کسی حاضر نشده ام. من فقط خیلی سریع ضمایر خود را تغییر دادم و امیدوارم که کسی متوجه این موضوع نشود. ” “بنابراین من مثل این هستم ،” سلام ، من یک خلسه هستم. این همان چیزی است که من در زندگی ام تجربه کرده ام. “و بستر لازم برای این پیام شخصی برای کریستی – بزرگترین ، پیچیده ترین صحنه در دنیای هنر فراهم شود؟” “خیلی دیوانه است. ذهنم منفجر شده است. ”

پاهای لانگلوی مرتباً درد می گرفت. وقتی با زوم تماس گرفتیم ، او به من گفت: “من همیشه روی انگشتان پا راه می رفتم ، زیرا نمی خواستم کسی صدای مرا بشنود.” منظور او از هر كدام پدربزرگ و مادربزرگش است. لانگلوس پس از آنکه خدمات اجتماعی وی را از خانه اجباری پدرش خارج کرد ، در دوران نوجوانی در لاس وگاس با آنها زندگی کرد. لنگلوئیس گفت: “من فکر می کردم که در امان باشم ، اما آنها به همان حد بد بودند.”

به هر دلیلی غیر از رفتن به مدرسه اجازه خروج از خانه را نداشت. هنگامی که او در اتاق خواب خود بود ، مجبور بود تمام مدت در را باز بگذارد. در طول اولین سال زندگی با آنها ، لنگلوئیس گفت که به اینترنت دسترسی ندارد. بعد از اینکه فهمید پدربزرگ و مادربزرگش می توانند ببینند چه چیزی را نقاشی می کند ، بدون هیچ کار دیگری ، او برای گذراندن وقت ، ابتدا با شارپیس ، سپس با یک تبلت تلاش می کند. وی به یاد می آورد: “من شروع به انجام دیجیتال کردم زیرا می توانستم همه چیز را در زیر سینه ام پنهان کنم.”

بیهوش

پس از یک زندگی خانگی بحث برانگیز ، ویکتور لنگلوآس در سن 18 سالگی خانه را ترک کرد ، بلیط یک طرفه به سیاتل خرید و برای پرداخت قبوض هنر خلق کرد.

جاش وایت – JWPictures

و پنهان کاری بسیار حیاتی بود ، زیرا در آن لحظه، س questionsالاتی که لانگلوئس در مورد جنسیت خود داشت بسیار شدید بود و نمی توان آنها را نادیده گرفت و راهی برای گفتن اینکه پدربزرگ و مادربزرگ کاتولیک او اگر بفهمند او به طور آشکار درباره حقیقت خود تحقیق می کند ، چه کاری انجام می داد ، وجود نداشت. درعوض ، وی به دنبال پاسخ در فیلم های YouTube بود و در جامعه ترنس آنلاین آرامش یافت. برخورد با فیلم های مدل Chela Man لحظه ای آشکار بود. لانگلوس لبخند به یاد می آورد: “دیدن یک مدل به عنوان یک مرد ترانس به عنوان ایده ای برای زیبا بودن تصور می شود …” “من مثل این بودم ،” وای ، عالی است. من قبلا هرگز او را ندیده ام. این باعث امیدواری من شد. ”

وقتی لانگلوی سرانجام با او تماس تلفنی گرفت زندگی تغییر کرد. وی سپس یک حساب توییتر ایجاد کرد و جامعه ای کامل از هنرمندان دیجیتال را گشود. لانگلوس که تمام روز در اتاقش ایستاده بود ، وارد سیستم شد و فضای رقابتی را مطالعه کرد و در مورد چگونگی موفقیت دیگران یادداشت برداری کرد. “در ابتدا نمی دانستم چه کاری انجام دهم. من مثل” همه این هنرمندان وجود دارند و مردم آنها را می بینند. چگونه می توانم به آنجا بروم؟ “

وی با تقلید از آنچه دیگران در شبکه های اجتماعی دیده و پاسخ دادن به بیشترین پست های هنرمندان ، می گوید: “من در نهایت سکوی کوچک خودم را ساختم.”

از لانگلوا بپرسید که هنر برای او چه معنایی دارد ، و او به صراحت پاسخ خواهد داد ، “من صادقانه فکر می کنم این زندگی من را نجات داد.” از نظر او ، این تنها راه او برای برون رفت از یک موقعیت غیر مهمان نواز بود که با تلاش برای شناسایی و به آغوش کشیدن ، خصمانه تر شد. تعالی شما با اجتناب از مادربزرگ پرهیزکار خود دائماً مورد استقبال قرار می گرفت:

خداوند مرد را زن و مرد را زن قرار داد.

نمی توانید انتخاب کنید. خدا تو را اینگونه ساخته است.

اوضاع در بیرون از خانه دشوار بود. لنگلوئیس می گوید: “هنگامی که در مدرسه هستید ، می بینید که همه پسران سیس قد بلند و خوش تیپ و همه دختران مانند” اوه ، به او نگاه کنید “هستند. و این مانند این است: “وای ، من اینجا هستم. و هیچ کس نمی خواهد با من صحبت کند یا حتی می داند من ویکتور هستم.” لانگلوآ برای گذراندن روزهای بی رحمانه و بی پایان دبیرستان ، گفت که سرش را پایین نگه داشته و تمرکز دارد در مورد نقاشی “پتو ایمنی من بود. “

لنگلوآس پس از فروش آنلاین چندین گرافیک خود دریافت که هنر می تواند کلید فرار از محیط غیر قابل تحمل او باشد. لنگلوآس می گوید: “در 17 سالگی ، من یک نقشه راه درست کردم.” برنامه او کسب درآمد کافی برای خروج از خانه بود که 18 ساله شد. او برای الهام گرفتن به كانیه وست نگاه كرد. لنگلوآس گفت: “او فقط کارهای زیادی انجام داد که به نوعی باعث موفقیت او شد زیرا فقط همه را نگران کرده بود.”

ویکتور لانگلو

هنر NFT لانگلوس پس از کالاهای موجود در دنیای هنر شیطان شده است و صدها هزار دلار فروخته است.

جاش وایت – JWPictures

لانگلوس در آگوست سال 2020 ، هنگامی که مشتری پیشنهاد انتشار NFT را در وب سایت Superrare داد ، از سوراخ خرگوش به زمین خورد و وارد دنیای زیرزمینی NFT شد. با وجود تردیدها ، لانگلوس به توصیه های او گوش فرا داد و “همیشه به تو فکر می کنم، “تصویری سورئالیستی از پیکاسو برای دبیرستان. چیزی بیش از 1000 دلار فروخته شد. بلافاصله پس از فروش فیلم “من همیشه به تو فکر می کنم” ، لنگلوآ دو محصول دیگر فروخت. او در یک روز 3000 دلار درآمد کسب کرد. لانگلوس در حالی که انگار قصد دارد حرف را خط بکشد ، تکان داد و گفت: “این واقعا شروع خوش شانسی بود ، خوب.” او از اول شروع می کند. “این زندگی من را کاملا تغییر داد.”

ناامیدی که لانگلوس در دوران نوجوانی احساس می کند ، انزوایی که احساس می کند و تمایل به زندگی آزاد به عنوان یک مرد ترانس همه در هنر وی نمایان است. آنها در سایه های روانگردان طرح اولیه و بسیاری از پیام های خطی است که در مکان های تصادفی نقاشی های او دیده می شود.

“از من پنهان نشو ، دختر.”

آیا من به اندازه کافی برای شما زیبا هستم؟

“من از تظاهر خسته شده ام.”

این عبارات در کل “سال 2 ، سن 15 – رویای مادر من” در مجموعه لانگلی کریستی پراکنده شده است. صدها نفر دیگر وجود دارد. “این واقعا از وقتی شروع شد که من تنها ماندم و ناراحت شدم که تنها هستم و در همان صفحه ای که نقاشی می کردم می نوشتم. “

با نگاهی به پنج پرتره بزرگسالان که “سلام ، من ویکتور هستم (FEWOCiOUS) و این زندگی من است” را تشکیل می دهند ، احساس می کنید که این هنرمند در سالن آینه یک خانه سرگرم کننده گیر کرده است. در یک سوم پایینی “سال 4 ، سن 17 سالگی – نام وی ویکتور است” ، یک جفت دست صاف و نئون به نظر می رسد که بر روی قاب عکس فشار می آورند و می خواهند شیشه اطراف آن را بشکنند. به اندازه کابوس عجیب است.

لنگلوئس خود طراحی مجموعه کریستی را تصور کرده است. او به من می گوید ، “از پنهان شدن به پذیرفتن خودم و سپس درک اینکه می توانم فقط خودم باشم ، می رود.” وب سایت کریستی او را چنین توصیف می کند “سفر الهام بخش او از لاس وگاس به سیاتل و از ویکتوریا به ویکتور لانگلو.” قابل درک است که جمع آوری همه چیز از نظر احساسی یک تجربه دشوار است. او با صدای بلند می پرسد: “چگونه زندگی خود را رنگ آمیزی می کنی؟” “شما چگونه نقاشی می کنید تا ترنس شوید و چه چیزی بیرون می آید و چه احساسی دارید؟”

در 3 ژانویه 2021 – 2 روز پس از 18 سالگی – لانگلوس رسماً از خانه پدربزرگ و مادربزرگ خود خارج شد. چند هفته قبل از تولدش ، از پدربزرگش خواست که او را برای یک چمدان ببرد. پدربزرگش مشکوک اما موظف بود. شب قبل از عزیمت برنامه ریزی شده ، او تا سحر بیدار ماند و وسایلش را بست. طبق قوانین ، در او کاملاً باز بود. در یک لحظه مادربزرگش از کنار اتاق او عبور کرد و باعث وحشت لانگلوس شد. من مثل این بودم که “آیا شما به پیاده روی رفتید؟” اون رو دیدی؟ نمی دانم! ” هر کاری کرد نقشه او را خنثی نکرد. ساعت 13 بعد از ظهر ، روز بعد ، پس از اینکه به پدربزرگ و مادربزرگ گفت که او می رود اما از گفتن اینکه کجا می خواهد خودداری کند ، سوار یک پرواز یک طرفه به سیاتل شد.

وقتی از لنگلوئیس می پرسم که چرا سیاتل را انتخاب کرده است ، ذهن او دوباره به من یادآوری می کند که چقدر جوان است: “من دوست داشتم که چقدر سبز باشد.” اما از زمان استقرار در زمرد شهر ، باید به سرعت رشد می کرد. هیچ چیز معصومیت جوانی را به خطر نمی اندازد ، دقیقاً مانند یک میلیونر شدن در عرض شش ماه. لانگلوآس با ناباوری سرش را تکان داد و به من گفت: “من تازه درمورد مالیات یاد گرفتم.” “آنها دیوانه هستند!”

امروز ، لانگلوئس به تنهایی در خانه ای زندگی می کند که دوست و همکار هنرمند رمزنگاری او طوطی به او در یافتن آن کمک کرده است. او دوست دارد کل مکان را برای خودش داشته باشد. “من روز دیگر آنقدر هیجان زده شده بودم که فقط دور خانه ام می دویدم!” او با انجام کارهای ساده ای که زمانی ممنوع بودند ، آزادی تازه پیدا شده خود را در آغوش می کشد. او به من می گوید: “من موسیقی خود را خیلی سخت می نوازم.” در طول شب ، او تا دیر وقت بیدار ماند و با دیگر مشترکان Discord گپ زد. در برخی موارد ، او بازگشت و تمام نقاشی های اصلی هنرمندان مورد تحسین خود را در توییتر خریداری کرد. او حتی به GoFundMe رفت و بهترین مبارزات جراحی را که یافت پیدا کرد.

با Esquire Select دسترسی نامحدودی به Esquire.com + اشتراک چاپ دریافت کنید.

اما وقتی از او می پرسم چه چیزی او را خوشحال می کند ، او سوال را برای من تکرار می کند. “چه چیزی باعث خوشحالی من می شود؟” به پایین نگاه می کند و زمین را اسکن می کند ، گویی ممکن است جواب صحیح در شکافی بین تخته های کف زمین گیر کرده باشد. من چند مثال از زندگی خودم ارائه می دهم. من می گویم: “من همیشه وقتی در کنار اقیانوس هستم واقعاً خوشحالم.” چشمان لنگلوآ روشن می شود. او روی صندلی خود به جلو می پرد. من اقیانوس را دوست دارم! “او قبل از اینکه در ماجرای بازدید از مالیبو برای یک کنفرانس رمزنگاری غرق شود ، فریاد می کشد.” ما در این هتل روی آب اقامت داشتیم. او بسیار زیبا بود گریه کردم. من مانند این بود: “من باور نمی کنم که الان اینجا هستم.” ”

اکنون لانگلوا می تواند به هر جایی برود. در باز است. تفاوت در این است که این انتخاب اوست.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و در این صفحه برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید

[ad_2]

منبع: office-news.ir