استفاده از نوستالژی توسط واندا ویژن معنای واقعی آن را نشان می دهد


در آخرین دقایق WandaVision قسمت چهارم ، واندا ماکسیموف به طور خلاصه نگاه اجمالی به واقعیت را می بیند: جسد خاکستری و بی روح Vision – سوراخی در سر او که ثانوس سنگ ذهن را از آن ربود. جسد ویژن می پرسد: “چه مشکلی؟” ناگهان ویژن در شکوفایی کامل بازگشت ، او زنده است و به واندا می گوید: “ما نیازی به ماندن در اینجا نداریم. ما می توانیم به هرجایی که می خواهیم برویم.”

او به او گفت: “نه ، ما نمی توانیم”. “این خانه ماست … نگران نباش عزیزم. من کنترل را در دست دارم.” به نظر می رسد این صحنه اخیر آنچه طرفداران درباره آن حدس زده اند را نشان می دهد WandaVision هفته ها: او این واقعیت متناوب را ایجاد کرده است که در آن می تواند برای همیشه با Vision زندگی کند و از حقیقت مرگ و درد آن جلوگیری کند. این یک طرح است که به نظر می رسد از کمیک محبوب House of M اقتباس شده است ، که در آن واندا مکان و زمان را برای کنار آمدن با ضرر دستکاری می کند.

او کنترل می کند. او می تواند به هر کجا که می خواهد برود ، اما تصمیم می گیرد در راحتی دنیای تلویزیون نوستالژیک زندگی کند ، جایی که ویژن زنده است و همه چیز عالی است – حتی اگر همه چیز خیالی باشد.

اولین حضور این نمایش در زمانی انجام می شود که در مجموع از نوستالژی برای مقابله با بیماری همه گیر و هرج و مرج عمومی در دنیای واقعی فرار می کنیم ، لحظه ای واقعا شگفت انگیز است. زیرا در حالی که ما از دلتنگی برداشت محصول از تلویزیون در تلویزیون لذت می بریم WandaVision، تحقیقات نشان می دهد که مردم در دنیای واقعی دقیقاً همان کاری را انجام می دهند که واندا در MCU انجام می دهد. از مارس سال گذشته ، مطالب زیادی در مورد چگونگی استفاده ما از فیلم های دهه 90 ، نمایش های تلویزیونی پرنعمت ، فرهنگ راحتی برای استراحت از هجوم اخبار وحشتناک نوشته شده است.

همانطور که دکتر هال مک دونالد در روانشناسی امروز در ابتدای همه گیری نوشت:

وقتی گزارش های ساعتی از قربانیان همه گیر جهانی ، ملی و محلی با تهدید به مرگ که از هر طرف ما را احاطه کرده روبرو می شوند ، نوستالژی می تواند به ما کمک کند تا با آگاهی از مرگ و میر ناشی از این رویارویی مقابله کنیم. گرچه یادآوری خاطرات خوب از گذشته ما نمی تواند ما را نسبت به اجتناب ناپذیری مرگ کمتر آگاه سازد ، اما احساس معنایی که این خاطرات زندگی ما را با آن سرمایه گذاری می کنند می تواند به ما کمک کند “از تأثیرات شناختی ، عاطفی و مثبت مرگ جدا شویم. – اطلاع. “به عبارت دیگر ،” نوستالژی مانع تبدیل افکار فانی به ترسهای فانی می شود. “

البته ، این هیچ چیز جدید و منحصر به فردی نیست. کارشناسان حداقل از اواخر قرن هفدهم ، هنگامی که برای توصیف نیروهایی که آرزو دارند خانه ای در جنگ سی ساله داشته باشند ، مورد استفاده قرار می گرفتند ، سعی در فهم اصل ماهیت نوستالژی داشتند. امروزه روانشناسان متذکر می شوند که نوستالژی “در برابر تهدیدات وجودی به عنوان یک محافظ عمل می کند. نوستالژی راهی برای ارائه امید و الهام است.”

این همان کاری است که انجام می دهد WandaVision اکنون یک تجربه متا شگفت انگیز است. همانطور که بعد از دو قسمت اول اشاره کردم ، به نظر می رسد این نمایش در مورد ماهیت و هدف مصرف سرگرمی در کمیک ها – داشتن آینه در کنار ما ، بیننده – اظهار نظر می کند. داستان های ابرقهرمان ، صنعت میلیاردها دلاری از دلتنگی است. در تاریخ بشر هرگز زمانی نبوده است که نوستالژی چنین نیروی مسلطی را در فرهنگ پاپ جهانی اشغال کرده باشد. مارول و دی سی طی یک دهه گذشته با شخصیت هایی با قدمت 1930 به گیشه تسلط یافته اند و این حتی شامل بازگشت جنگ ستارگان و منظره فرهنگی ما از زمان شروع مجدد و اقتباس نیست.

بنابراین ، به نوعی ، WandaVision تحلیلی از وجود خود در فرهنگ عامه است. مانند واندا ، ما خود را در پتو راحتی آشنا قرار دادیم. و WandaVision نه تنها لذت قصه گویی بصری قرن 20 را فراهم می کند ، بلکه شخصیت های ابرقهرمانی آشنا (که اولین بار در دهه 60 ظاهر شدند) را ارائه می دهد و این فرمول قابل تشخیص را با هم به ژانر جدیدی تبدیل می کند. برخلاف سایر فیلم های مارول یا مثلاً Wonder Woman 1984که به نظر می رسد فقط برای تأیید نیاز ما به نوستالژی وجود دارد ، WandaVision انتخاب درخشان (و نادر برای این ژانر) را برای اظهارنظر دقیقاً در مورد این خواسته روانشناختی انسان و جایگاه آن در محبوبیت انجام می دهد.

اما در پایان WandaVision به نظر می رسد قسمت چهار نشان می دهد که شاید پنهان شدن از واقعیت در حباب دلتنگی سالم ترین انتخاب نیست. مونیکا رمبو پس از اخراج از این واقعیت متناوب از خواب بیدار می شود و می گوید: “این همه واندا است.” برش به سرزمین خارق العاده دهه 70 سریال. واندا کودک خود را برمی دارد ، به Vision نگاه می کند و می پرسد ، “خوب ، ما امشب قرار است چه چیزی را تماشا کنیم؟” دید مطابقت دارد ، اگرچه نگاه صورت او نگرانی جدی در مورد اینکه کجا می رود را نشان می دهد. فیلم “کودک وودو (بازگشت ناچیز)” از جیمی هندریکس با اعتبار شروع به بازی می کند.

و گرچه دلتنگی می تواند در حال حاضر به ما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشیم ، یک محقق هشدار می دهد که “فردی که از نظر بالینی افسرده است یا ناشی از اختلال اضطرابی است ، ممکن است بیشتر در غربت” گم شود “. با افتادن در دام افکار نوستالژیک مانند یک در رفتن. “

این قطعاً می تواند واندا یا لحظه بزرگتر IRL را توصیف کند.

مقاله دیگری در روانشناسی امروز ، با تلفیق تعدادی از مطالعات از آغاز سال 2020 ، می گوید که نوستالژی یک “شمشیر دو لبه” است:

اگر بخواهیم گذشته را برای اتفاقاتی که باعث می شود احساس نوستالژی کنیم به گذشته نگاه کنیم ، غالباً به چیزهای مثبتی از گذشته خود فکر می کنیم که می تواند منجر به احساس رضایت و خوشبختی شود. با این حال ، وقتی حوادث زندگی حس گذشته را تداعی می کند ، ما غالباً به چیزهایی فکر می کنیم که چندان مثبت نیستند و می توانند تأثیرات منفی بر احساس خوب بودن ما داشته باشند ، که ممکن است چندین روز ادامه داشته باشد.

تا کنون در WandaVision هیچ شرور مشخصی وجود نداشت. از این لحاظ ، این شباهت به هر ویژگی ابرقهرمانی دیگری که در انفجار ژانر در دهه 2000 دیده ایم ، نیست. تنها شرارت پشت نرده های سفید و خنده تماشاگران حاضر در استودیو ، آسیب دیدگی واندا است. سلامت روان و سازوکارهای زنده ماندن خود ما واقعی ترین و وحشتناک ترین آنتاگونیست هایی هستند که جهان سینماتیک مارول با آن روبرو شده است. تا زمانی که عکس ثانوس را تمثیلی برای تغییر اقلیم نگیرید (اینگونه نیست) ، هرگز در یک ماجرای ابرقهرمانی خارج از HBO درخشان درگیری فوری و مرتبط تری رخ نداده نگهبانان. و در این مرحله به نظر می رسد که WandaVision می تواند به ارتفاعات برسد نگهبانان به عنوان یک سریال ابرقهرمانی عالی. جایی که نگهبانانشرور نژادپرستی سیستمیک بود ، WandaVisionاضطراب و ضربه است.

آیا واندا می تواند از این حباب دلتنگی که در آن پناه گرفته است فرار کند؟ این سوالی است که بقیه این مجموعه از خود پرسیده اند. و اگر او می تواند ، ما نیز می توانیم.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و در این صفحه برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید


منبع: office-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>